شنیدن شرط صمیمیت

شنیدن شرط صمیمیت

ما اغلب برای آنکه توجه دیگران را به خود جلب کنیم ومحبوبیت و صمیمیت! ایجاد کنیم؛ به تکاپو می افتیم وتقلا می کنیم که بگوییم وهرچه بیشتر بگوییم.

تند وتند اطلاعات می دهیم وخاطره تعریف می کنیم وشوخی می کنیم ونظر می دهیم وحرف می زنیم .

حرف زدن، ضد صمیمیت است. با صححبتهای خود رشته های صمیمیت را پنبه می کنید.

این اشتباه را معمولا افرادی مرتکب می شوند که می خواهند در جمعی محبوب ونقل مجلس! باشند، اگر چه خودشان این تصور را ندارند، به زودی عشق ومحبت اطرافیان خود را از دست می دهند ونفرت وانزجار آنها را بر می انگیزند.

آنها در جمع دوستان وبستگان خود با هیجان از هر چیزی صحبت می کنند وبه دیگران کمتر فرصت می دهند.

انسانها بیشتر تمایل به گفتن دارند تا شنیدن.

هرچه بیشتر سکوت کنید وسکوت کنید وگوش بدهید صمیمی تر وبا نفوذتر می شوید.

همه ما دوست داریم که صحبت بکنیم وبه کسانی که به صحبتهای ما خوب ومشتاقانه گوش می دهند علاقمند می شویم.

یکی از علل محبوب شدن برخی روانکاوان ویا از بین رفتن محبوبیت بعضی دیگر از آنها،همین شنیدن یا گفتن است.

روانکاوی که میکروفن را به بیمار می سپارد به قابل قبول بودن ومحبوبیت خود، کمک کرده است وسوژه از اینکه می گوید ومی گوید وکسی وسط حرفهایش نمی پرد،لذت وسبکی وعلاقه ژرفی را احساس می کند. روانکاوی که سریع راه حل ارائه می دهد ودرباره راه حل ها گفتگو می کند؛ عملا تأثیرگذاری خود را کم می کند.

باید خیلی بیشتر از آنچه که می گویید بشنویید. از قدیم گفته اند دوچندان که می گویی، می شنو.

کسی که زیاد حرف می زند، نیاز به گفتن دارد وسکوت شما این نیاز او را در او مرتفع می سازد و صبر شما تأثیر صمیمانه خود را می گذارد.

محبوبیتی که شما به دنبال آن هستید ،با سکوت میسر می گردد نه با گفتن بشنویید . بشنویید.و باز هم بشنویید.

اشخاصی که مدام نصیحت می کنند، فراوان راهنمایی می کنند وانتقاد می کنند ومثل کلاغ، قار قار می کنند؛ شما را کلافه ومنزجر می سازند.

خانمی که به محض ورود شوهرش به منزل، شروع می کند به گفتن وگفتن؛ از تأثیرگذاری خود می کاهد و آقایی که از شنیدن گفته های خانم اجتناب می کند و حوصله شنیدن ندارد از صمیمیت موجود می کاهد.

در جمع دوستان وبستگان که قرار می گیریید، مراقب باشید بیش از همه گوش کنید وکمتر از همه حرف بزنیید. حتی به دیگران، علاقمندی خود را برای شنیدن نشان دهید.

وقتی کمتر حرف می زنیم ؛ کمتر هم دروغ می گوییم؛ مبالغه می کنیم؛مسخره می کنیم وانتقاد می کنیم وکمتر پشت سر دیگران حرف می زنیم؛ همین موضوع ،شخصیت مثبت تری را در ذهن دیگران از ما ایجاد می کند که به صمیمیت ما کمک می کند.

حتی فروشنده ها به جای آنکه خودشان از محصولات خود تعریف وتمجید کنندبهتر است که بگذارند مشتری صحبت کند، از چیزی که قبلا خریده. از جنسهایی که قبلا خریده. از چیزهایی که نیاز داردو.....حتی اجازه دهید از گرانی اجناس بگوید. فروشنده ها با شنونده های قابل وپر حوصله ای باشند تا خریدار با آنها صمیمی شود. اگر خریدار، داد وبیداد می کند که گران است؛خیلی وقتها فقط برای آن است که گفته باشد و مخالفت فروشنده که (نه ارزان است) ، (کیفیت بهتری دارد) و... در بدو امر بسیار غلط است.

خحریداری که می بیند با واکنش منفی از سوی شما مواجه نشده، کم کم از شما خوشش می آید و از شما خرید می کند. ضمن آنکه سکوت شما، بی طرفی شما و حتی اینکه شما حق را به مشتری می دهید؛در ذهن او القاء می کند. فروشنده ای که در صورت نارضایتی مشتری، دفاع ومقابله را شروع می کند قصد دارد توجیه و تفسیر برای مشتری بیاورد و می گوید ومی گوید؛ عملا مشتری خود را از دست می دهد.

هرچه سکوت شما نسبت به گفته های شما بیشتر باشد؛ ارزش بیشتری به کلمات وگفته های شما داده می شود وشما شخصیت قابل قبول تری برای مخاطب خود می شویید واین، نفوذ شما را افزایش می دهد.

صمیمیت ،تأثیرگذاری ونفوذ

دنیای ارتباطات

دنیای امروز، دنیای ارتباطات است. شما بخش عمده ای از زندگی خود را در ارتباط با دیگران سپری می کنید ویا در فکر آن به سر می برید .تحقیقات نشان داده است که:75% اوقات روزانه ما، صرف ارتباط با دیگران می شود و شاید بتوان گفت 75%موفقیتهای ما به روابطمان وابسته است.

 اگر ما بتوانیم هرچه بیشتر ارتباطات مؤثرتر و موفق تری داشته باشیم، موفقیت چشمگیری به دست  می آوریم ،در غیر این صورت شکست خواهیم خورد .

اما علیرغم اینکه ارتباط با دیگران تا این حد حیاتی ومهم است، ناتوانی عمده ما همین جاست.

در دنیای امروز ،زنان و شوهرها زبان هم را نمی فهمند. همسران باهم بیگانه اند وروابطی سرد ویخ دارند.

والدین از بچه ها می نالند واز اینکه بچه ها به حرف آنها گوش نمی دهند، در عذابند. سراسیمه کتابهای کودک وروانشناسی کودک ورفتار با آنان را ورق می زنند تا راه نفوذ وتأثیر گذاری را بدانند . بچه ها هم از غیر قابل نفوذ بودن والدین، بی حوصله اند واز درک والدین عاجزند.

دوستان، همدیگر را علیرغم میل باطنی آزار می دهند ورنجش هم را سبب می گردند.

فروشنده ها از عدم فروش مطلوب خود دلخورند ودیگر نمی دانند با مشتری چگونه رفتار کنند.

حتی خیلی از سیاستمداران جهان با مردم خود بیگانه اند.

در این دنیای پیچیده روابط ،آنچه بیش از هر چیز ، مورد نیاز به نظر می رسد، راهی برای صمیمیت ؛ نفوذ وتأثیرگذاری مطلوب به دنیای اندیشه واحساس دیگران است.

مردان وزنان موفق کسانی هستند که به راحتی می توانند در جامعه وقلب افراد آن جامعه نفوذ کنند .در واقع قدرت در دنیای امروز چیزی نیست جز توانایی ایجاد ارتباط صمیمانه ونفوذ در دیگران.

این توانایی ،اعتماد به نفس شما را بالا می برد ونداشتن این قدرت، از عزت نفس شما می کاهد.

 اگر تا به امروز حتی یک دوست ویار موافق نداشته اید؛ فنون برقراری ارتباط صمیمانه را فرا بگیرید تا بتوانید به راحتی ودر کوتاهترین زمان؛ دیگران را جذب کنید.

اگر می خواهید پدر یا مادر موفقی باشید ،اگر می خواهید فرزندی خوب ،دوستی شایسته وسیاستمداری پر نفوذ باشید ؛ باید بدانید که چگونه صمیمی باشید.                                                 مؤلف استاد حورایی

ادامه نوشته

افسردگی چیست؟

افسردگی چيست؟

 

دکتر افسانه اسدی

 

افسردگی يک نوع اختلال روانی است که عملاً تمام مردم مدتی دچار آن بوده‌اند.

افسردگی يک واقعيت در زندگي روزمره و يک واکنش طبيعي به وقايع ناخوشايند ( مثل طلاق، از دست‌دادن شغل، از دست‌دادن يک عضو خانواده و ... ) است.

اين واکنش طبيعي به عنوان يک اختلال ذهني، لزوماً دائمي نيست. اين نوع افسردگي معمولاً با دارو درماني جواب نمي‌دهد. اگر چه در موارد شديد يا وقتي که افسردگي براي مدت طولاني ادامه‌يابد؛ يا اگر شخص قادر نباشد که وضعيت خود را تغيير دهد، درمان با داروها ممکن است نياز باشد.

علت‌ها:

علت‌هاي زيادي براي افسردگي وجود دارد. افسردگي مي‌تواند به خاطر يک علت يا چندين علت ايجاد شود. همچنين مي‌تواند به خاطر عوامل ژنتيکي باشد.

در زير به چندين علت معمول افسردگي اشاره مي‌شود:

1-    تغييرات اساسي در وضعيت زندگي که باعث ادامه طولاني مدت استرس مي‌شود. نظير مرگ ناگهاني يک عضو خانواده، از دست‌دادن يک دوست، طلاق، ورشکستگي يا بيماري‌هاي مزمن.

2-    نقايص شخصي و وقايع دوران بچگي مثل ضعف، عدم ثبات،‌داشتن والدين فقير، عدم علاقه والدين در دوران بچگي و رشد در يک خانواده از هم پاشيده و ...

3-        تغيير در عادات خواب، مشکلات مالي زياد، تغيير در فعاليت‌هاي اجتماعي، مذهب و ... نيز مي‌توانند منجر به افسردگي شوند.

بيماري‌هاي خاص

هر بيماري، چه شديد، چه خفيف مي‌تواند سبب افسردگي شود. اگر چه بيماراني که از بيماري‌هاي خاص نظير شوک، ايدز و بيماري‌هاي مزمن ديگر رنج مي‌کشند، بيشتر دچار افسردگي مي‌شوند. همچنين عدم تعادل هرموني هم اغلب اوقات باعث ايجاد افسردگي مي‌شود.

علائم و نشانه‌ها:

علائم افسردگي با شدت وضعيت آن تغيير مي‌کند. علائم افسردگي در بعضي افراد شامل سردرد، تغيير در اشتها و خواب‌آلودگي است، بعضي ممکن است احساس گناه، درماندگي يا بي‌ارزشي کنند. بعضي ديگر مشکلاتي در ارتباط برقرارکردن، فکر کردن يا به‌يادآوردن مطالب دارند. در بعضي موارد هم بيماران علاقه به فعاليت‌هاي اجتماعي، جنسي و يا کار را از دست مي‌دهند. آنها معمولاً گوشه‌گير مي‌شوند و بيشتر وقت خود را به تنهايي در رختخواب مي‌گذرانند و اگر بيماري شدت پيدا كند، ممكن است بيمار دست به خودكشي بزند.

 

آزمايش‌هاي تشخيصي و روش‌ها:

از آنجا که افسردگي ممکن است قسمتي از يک بيماري باشد، بسيار مهم است که تاريخچه بيمار را بدانيم و معاينه از بيمار به عمل آيد. تاريخچه، وضعيت ذهني، وضعيت دارويي ( شامل داروهايي که بيمار مصرف مي‌کند ) ، بايد در نظر گرفته شود، يک ارزيابي و برآورد رواني در پيدا کردن علت افسردگي و کمک بر درمان بيمار مؤثر است.

 

بررسي‌هاي رواني:

مصاحبه: مصاحبه معمولاً تاريخچه را در بر مي‌گيرد. مصاحبه‌کننده سعي مي‌کند که بيشتر در مورد بيماري‌اي که در حال حاضر وجود دارد، بيماري‌اي که در گذشته وجود داشته و درمان‌‌هايي که قبلاً استفاده شده است، تاريخچه فاميلي، وقايع دوران بچگي، تحصيلات، تاريخچه سني، داروهايي که در حال حاضر استفاده مي‌شود و شيوه زندگي که اکنون دارد، بداند.

 

معاينات وضعيت ذهني: منظور از معاينات وضعيت ذهني بررسي ظاهر شخص،‌ فعاليت و رفتار و حرکات بيمار ( ‌که آيا حرکت خاصي وجود دارد )، جرأت و طرز صحبت‌کردن اوست.

 

معاينات پزشکي: يک معاينه پزشکي کامل، شامل گرفتن تاريخچه‌ پزشکي و معاينه فيزيکي است. از آنجا که بعضي بيماري‌هاي فيزيکي مي‌تواند علائم افسردگي را شدت بخشد، بنابراين مقايسه فيزيکي براي پيداکردن علت افسردگي مهم است.

 

درمان: مديريت درمان افسردگي شامل ترکيبي از مديريت غير دارويي و مديريت دارويي است.

در افسردگي خفيف، مخصوصاً آن‌هايي که به استرس‌ رواني مبتلايند، درمان غير دارويي و گذشت زمان، شيوه مناسبي براي درمان خواهد بود. اما در موارد شديد استفاده از داروها ممکن است نياز باشد.

مديريت درمان غير دارويي: اين موضوع شامل برطرف‌کردن عواملي است که مي‌تواند سبب افسردگي شود؛ براي رسيدن به آرامش، تماشاکردن فيلم‌هاي کمدي، خواندن جوک و داستان‌هاي سرگرم‌کننده مي‌تواند مفيد باشد. در صورت امکان رفتن به تعطيلاتي که قادر باشد شخص را به طور موقت از وضعيت استرس دور کند، همچنين با يک برنامه ورزشي منظم مي‌تواند به آرام‌کردن بدن و آزادسازي مواد شيميايي در بدن کمک کند. به‌جاي مخفي‌کردن مشکلات، صحبت با يک نفر ديگر نيز مي‌تواند مفيد باشد. با بيان مشکلات، شخص مي‌تواند به کاهش استرس کمک کند.

اگر بعد از اتمام مراقبت‌هاي فردي، شخص هنوز قادر به ترک افسردگي نباشد، مشاوره با يک روان‌شناس نيز مي‌تواند مفيد باشد.

در افسردگي شديد، مخصوصاً آن‌ها که با خطر خودکشي همراه است، استفاده از Electro Convulsive Therapy ( E.C.T )  ممکن است لازم‌باشد. E.C.T يک شکل سريع و مؤثر درمان است که شامل عبور برق از مغز است.

 

مديريت درمان دارويي: مديريت درمان دارويي شامل استفاده از داروهاي شناخته‌شده نظير داروهاي ضد افسردگي است. اين گروه از داروها همچنين در وضعيت‌هاي ديگر مثل حالت‌هاي اضطراب، استرس‌هاي بعد از جراحت و سندرم درد نيز استفاده مي‌شود. اين داروها مي‌تواند به 3 گروه تقسيم‌بندي شود:

1-     ضد افسردگي‌هاي سه حلقه‌اي

2-     مهارکننده‌هاي منوآمينواکسيداز

3-     داروهاي جديدتر

 

ضد افسردگي‌هاي سه حلقه‌اي:

اين دسته از داروها، اوّلين گروه خط درمان هستند. اگرچه، بيماران با اين داروها به طور طبيعي پاسخي فوري نشان نمي‌دهند.

پاسخ باليني ممکن است چندين هفته طول بکشد. دليل آن اين است که به علت عوارض جانبي آن، مصلحت نيست که دُز آن را افزايش دهند. دليل ديگر براي طولاني‌شدن پاسخ درمان اين است که اين داروها اثرات نروترانسميتر دارند و اين اثرات معمولاً فوري نيستند. معمولاً اين داروها در دز پايين نسخه مي‌شوند و به آهستگي دز را افزايش مي‌دهند تا حداکثر اثر به دست آيد.

ايمي پرامين، آمي تريپتيلين و کلر ميپرامين مثال‌هايي از ضد افسردگي‌هاي سه حلقه‌اي هستند. اثرات جانبي اين داروها شامل تاري ديد، خشکي دهان، اقتباس ادرار و يبوست مي‌باشد.

 

مهارکننده‌هاي منوآمينواکسيداز:

در مرحله‌ي دوم معمولاً از اين داروها استفاده مي‌شود، يعني اين داروها زماني استفاده مي‌شود که داروهاي ضد افسردگي‌ سه حلقه‌اي تأثير نکند. چون اين داروها، احتياج به رژيم غذايي و محدوديت‌هاي ديگر دارند.

فنلين جزو دسته داروهاست. گيجي، خواب‌آلودگي، سردرد، خشکي دهان و يبوست از جمله عوارض اين داروهاست. بايد توجه داشته‌ باشيم در زماني كه اين داروها مصرف مي‌شود، حتي 2  هفته پس از درمان با اين داروها، شخص بايد از مصرف پنير و ماهي پرهيز کند. همچنين نبايستي از هيچ نوع نوشابه‌اي که حاوي عصاره مخمّر (ماده غذايي حاوي تيرامين) يا الکل مصرف کند. زيرا اثر تحريکي تيرامين ممکن است به شدت تقويت و سبب افزايش فشار خون گردد.

 

داروهاي جديدتر:

سراترالين: فلوکستين و تيالوپرام چند داروي جديدتر هستند.

فلوکستين: اين دارو از ضدافسردگي‌هاي ديگر مؤثرتر است و بايد به طور طبيعي صبح‌ها مصرف شود. اين دسته از داروها ممکن است براي رسيدن به پاسخ درماني مناسب احتياج به چندين هفته درمان داشته باشند.

درصورت مصرف داروهاي مهارکننده مونوآمين اکسيداز ( MAOI ) نظير ايزوکربوکسازيد، فنازين يا ترانيل پرومين و حتي 2 هفته پس از آن، از مصرف فلوکستين جداً‌ بايد پرهيز شود. زيرا که باعث واکنش‌هاي جدي و گاه بسيار خطرناک مي‌شود. همچنين بايد از مصرف همزمان فلوکستين با تيوريدازين پرهيز شود.

در مورد مصرف داروهاي ديگر همزمان با مصرف فلوکستين نيز حتماً بايد با پزشک مشورت شود.